دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

359

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

جايز است و بعضى از كسانى كه به حرمت اهداى عضو اصلى قائل‌اند ، در اينجا به جواز فتوا داده‌اند . حال اين پرسش مطرح است كه آيا اهداى عضو - به عنوان مثال اهداى چشم - در صورت عدم اضطرار جايز است يا نه ؟ امام خمينى رحمه اللّه در پاسخ زنى كه از حكم اهداى يكى از چشمانش به شوهرش - كه هر دو چشم خود را از دست داده - پرسيده ، به عدم جواز فتوا داده است و نيز آية اللّه خوئى رحمه اللّه در جواب كسى كه پرسيده آيا جايز است انسان زنده تبرّعا چشمش را به انسان ديگر بدهد ؟ پاسخ داده است : جايز نيست . به نظر مىرسد اگر استدلال به آنچه بر ايثار دلالت دارد تمام باشد - مانند آيهء وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ ؛ « 1 » و ديگران را بر خودشان مقدّم مىدارند ، هرچند خود بدان نيازمند باشند - و بگوييم ادلّهء ايثار بر ادلّهء ضرر و القاى نفس در هلاكت و . . . مقدّم است و نيز قائل شويم كه انسان مالك اعضاى بدنش مىباشد يا حقّ تصرّف در آن‌ها دارد ، در اينجا ايثار صدق مىكند . و هم‌چنين اگر استدلال به اينكه بدن انسان ملك او است تمام باشد و حرمت تصرّف انسان در بدنش ثابت نشود ، مىتوان در محلّ بحث قائل به جواز شد ؛ و اين‌چنين است اگر به اصل برائت و مانند آن تمسّك كنيم . بعضى گفته‌اند : تسلط انسان بر خودش به اين معنا كه اعضاى خودش را ناقص كند يا ضرر بزرگ جسمى يا عقلى بر آن‌ها وارد سازد ، جايز نيست و اين نوع از تسلط بر نفس براى كسى ثابت نشده است . و اما زمانى كه دليل در مسئله پيشين ، لزوم حفظ نفس غير و بحث تزاحم و احياى نفس غير - كه دليل مورد اعتماد براى كسانى است كه فتوا به جواز نوعى داده‌اند - باشد ، اين دليل در محلّ بحث جارى نمىشود .

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 9 .